آذربایجان شرقیاهالی رسانهایران و جهانتیتر یکخبرنگارانضرب المثل ترکیکروناویژه نسل تدبیر

هامنی بَزَر اوزی لوت گَزَر/ عیان بودند،بیان نشدند! | نسل تدبیر

نسل تدبیر/سیده فاطمه مرتضوی: زبان ترکی به دلیل اصالت و قدمتی که دارد ضرب المثل های مفهومی زیادی در خود جای داده که می توان یکی از مشهور ترین آنها را ضرب المثلی درمورد ویژگی سوزن خیاطی دانست.

درواقع قدیمیان به این دلیل از سوزن خیاطی گفته اند چون علی رغم اینکه برای دوختن لباس برای همه بکار می رود خودش از لباسی برخورددار نیست و به قول جمله ی خود ضرب المثل لخت است.

اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که این ضرب المثل مشهور را نشنیده اید باید بگویم آن کاربرد ویژه ای بین خبرنگاران و اهل رسانه تبریزی دارد چراکه مخاطب اصلی اش برای افرادی ست که باوجود کارایی شان برای دیگران خود همیشه در خفا بوده اند.

ویروس کرونا با تمام بی رحمی و سماجتی که در شیوعش دارد می تواند شاهد خوبی برای صحت این مسئله باشد چرا که از همان روزهای کشف ردپایش در ایران تیتر نخست روزنامه ها،مطالب رسانه ها و از همه مهم تر تمام انرژی خبرنگاران را صاحب شد.

خبرنگاران جزو اولین اقشاری بودند که برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع بیماری به پا خاستند تا هر طور شده از کنایه گرفته تا اطلاعیه یا هشدار به مردم برسانند که وضع جدی ست، برای حفظ سلامتی خودتان، درخانه بمانید.

رسانه ای ها همان هایی بودند که یکسره تصویر ایثار مدافعان سلامت را که شبانه روز برای مهار کرونا در خط مقدم بیمارستان ها تلاش می کردند، بازتاب دادند برای جمع کردند مردم از بازار های شب عید به میانشان رفتند، در ورودی شهر ها خواستند که مسافران به مبدا برگردند و در این میان چه توهین هایی هم که در پاسخ نشنیدند.

اهالی قلم موقع حاکم شدن تشویش و ترس عمومی نیز دست بکار شدند، از روی برخی حاشیه ها و اخبار کذب پرده برداشتند و گفتند:مردم نترسید و قرنطینه را رعایت کنید،به مدد الهی کرونا را شکست خواهیم داد و نتیجه این فعالیت هایشان شد سیزده به دری که در بالکن هر خانه به در شد و در کوچه های شهر صدای جز سکوت به گوش نرسید.

رسانه ای ها در جنگ با کرونا گفتند؛ در خانه بمانید اما نشد که خودشان در خانه و کنار خانواده قرنطینه شوند یا به دنبال آمار و کشف حقایقی بودند که مردم مطابه می کردند یا در پی بررسی جزئیات کفن و دفن فوتی های کرونا و یا هم به دنبال کشف سوژه های نابی چون پیرزن کرونایی که روی پای پرستار بیمارستان تسکین گرفته بود.

آنها حتی در زمان قرنطینه از مشکلات معیشتی افراد و کارگران روزمزد غافل نبودند و برای معرفی انها به لیست خیران و بسته های معیشتی لحظه ای درنگ نکردند، فعالیت سازمان های ذی ربط از جمله گندزدایی و ضدعفونی معابر را تماما پوشش دادند و لحظه ای از گفتن تلاش ها و خستگی های مدافعان سلامت خسته نشدند.

اصحاب رسانه همان ضرردیدگان کرونایی بودند که نسخه های چاپی شان به منظور کنترل کرونا متوقف شد اما برای تایید ضررهای مالی که متقبل شده بودند، انواع تضمین و گواهی را ارائه دادند.

خبرنگاران حتی شب قدر خود را به پاس قدردانی و بازتاب زحمات مدافعان سلامت در بیمارستان ها صبح کردند اما گویا تنها ۱۷مرداد از ۳۶۵روز سال به نام آنهاست تا دیده شوند، گفته شوند، از دردها و مشکلاتشان سخن بگویند البته اگر شنونده ای هم پیدا شود.

قصد از نوشتن این جملات بیان اینکه کدام قشر بیشتر زحمت کشیده و برتر بوده نیست چون ماهیت یک شرایط بحرانی ایجاب می کند که همه اقشار مختلف تنها برای یک هدف مشترک تلاش کنند و تا زمان مهار شدن موقعیت خطر همدل شوند.

اما در این میان شنیدن خبر های تلخی که اینبار سوژه شان خود خبرنگاران است مثل ابتلا شدن تعدادی از آنها به کرونا، خانه نشینی و بیکار شدنشان به دلیل احتمال مبتلا بودنشان به کرونا و یا طردشنشان ازسوی خانواده با وجود تشخیص منفی بودن آزمایش ابتلاشان تنها بخاطر اینکه به وظیفه خود عمل کردند و از مرکز کرونا خبر گرفتند، جدا از دیده نشدن زحماتشان چیزی بیشتر از نا انصافی ست.


l

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن